روزای که پیش مامانم بودم
-
تاریخ: 1405/5/6 ساعت: 1:27
روزای که پیش مامانم بودم جزئیات بیشتر درباره روزای که پیش مامانم بودمخیلی، مامانم، اینجا، میاد، باشهروز چهارم۱۰ ژانویهصب ساعت ۷ تست قنددخون گرفتم ۸۲ بود بهش چایی با قند دادم و شیره انگور ...تا ظهر که دکتره اومد یکم سرحالترراز روز قبل بودتووافتاب با روغن کلی ماساژش دادم و باهاش ورزش کردم .فردا زنگ می...
مرده
-
تاریخ: 1405/5/6 ساعت: 1:27
مُردهپریشباخوابشو دیدم گفتم ما میاییم بهت سر میزنم میفهمی که اومدیم سرخاکت یا تو خونت میگفت اره پس نمیفهمم دختر .. یهو بند رخت دور گردنش پیچید و میخاست خفه بشه که از خواب پریدم ....فیلمشو دیدم چقدر تو چشاش درد بوداین اخریا ... چه خوبه این گوشیا هست واقعا حرف زدنش و لحن حرف زدنش از یادم رفته بود ... ...
مامانم
-
تاریخ: 1405/5/6 ساعت: 1:27
مامانمامروز داشتم تووسایلم دنبال یه چیزی میگشتمیهو رسیدم به چادرمشکیشجزئیات بیشتر درباره مامانممامانم، میکردم، داشتم، چقدر، اومدنشهمیشهاستری چادرش کثیف بود نمیدونم چی بود داشتم فک میکردم آخرین بار اینو کجا پوشیده کجا رفته باهاش...بررسی کامل مامانمبا پای کجش که ای کاش هیچ وقت اونجوری نمیشد کجا رفته....
05888
-
تاریخ: 1401/10/28 ساعت: 22:14
به قدری عفونت گرفتم که حس میکنم یه تیکه از گوشت اونجام گندیده و بو لاشه میده!
0599
-
تاریخ: 1401/10/28 ساعت: 22:14
و من امروز اولین اجرامو رو بدن داشتم :))) اونم با دستگاهی که هیچ تجربه ای ازش نداشتم :)))))) هیپ هیپ هوراااااااااا نوشته شده توسط در دوشنبه نوزدهم دی ۱۴۰۱ | Adblock test (Why?)
0688
-
تاریخ: 1401/10/28 ساعت: 22:14
پاپ اسمیر انجام دادم!!! نتیجش یکم دیر میاد ...